سيد علي اكبر قرشي
31
قاموس قرآن ( فارسي )
گوئيم : خدا ميدانست كه به اختيار خود ستم كرده و در آن وقت خواهد مرد ، پس يك اجل بيشتر نداشته است وضع اشخاص ديگر اعمّ از خوب و بد از اين فرض معلوم مىشود . در تحقيق اين مطلب آنچه به نظر ميايد اين است كه مراد از اجل محتوم و مسمّى قابليّت بقاء انسان است و مراد از اجل مشروط زوال آن و يا اضافه شدن بر آن ، مثلا بچراغى يك ليتر نفت ريختهايم ميگوئيم : مدّت روشن بودن اين چراغ دو ساعت است . ، به شرط آنكه باد آن را در اثناء خاموش نكند و يا نفت تازه بر آن نريزند . يا ميگوئيم اين عمارت ميتواند تا صد سال باقى بماند مشروط بر آنكه زلزله ويرانش نكند و يا هر سال تعمير نكنند . معلوم است آمدن باد و اضافه شدن نفت ، همچنين آمدن زلزله و يا تعمير عمارت ، دو ساعت و صد سال را كم و يا زياد خواهد كرد امّا قطع نظر از آنها مدّت چراغ دو ساعت و مدت عمارت صد سال است . هكذا ميگوئيم : يك فرد انسان كه خدا آفريده ، وجودش استعداد آن را دارد كه بطور عادى هفتاد سال زندگى كند ، به شرط اينكه مرض و با نگيرد و . . . بنا بر اين سخن ، اجل حتمى قابليّت بقاء و اجل مشروط بر هم خوردن آن قابليت در اثر عوامل است ، و امّا اينكه اين شخص در علم خدا با اجل حتمى خواهد مرد يا با مشروط ، مسئلهء ديگرى است مثلا در آيهء * ( « وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * منظور اين است : شما ميتوانيد با پيروى از دستورات حق ، طورى زندگى كنيد كه تا پايان استعداد وجودتان ، زنده و در رفاه باشيد به شرط آنكه با ايجاد عوامل ناروائى ، اين استعداد را از بين نبريد . اين احتمال بسيار قانع كننده است ، ولى باز جاهاى مبهمى براى نگارنده باقى است انشاء الله خدا روشن خواهد فرمود .